نقاشی

 

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

 

 

نقاشی یا نگارگری فرآیندی است که طی آن رنگ بر روی یک سطح مانند کاغذ یا بوم ایجاد نقش می‌کندو اثری خلق می‌شود. فردی که این فرآیند توسط او انجام می‌گیرد نقاش نام دارد، به‌خصوص زمانی که نقاشی حرفهٔ شخص باشد.

نقاشی یکی از رشته‌های اصلی هنرهای تجسمی است و قدمت آن شش برابر زبان نوشتاری می‌باشد. اولین نقاشی‌های یافت‌شده در غارها حاکی از آن است که انسان‌های اولیه با کشیدن نقش حیوانات و شکارشان به نوعی خود را آمادهٔ نبرد با آن‌ها می‌کرده‌اند.

تعریف نقاشی: عمل بکار بردن رنگ دانه محلول در یک رقیق کننده و یک عامل چسپاننده (یک چسب (بر روی یک سطح نگهدارنده مانند کاغذ، بوم یا دیوار است. این کار توسط یک نقاش انجام می‌شود. این واژه بخصوص زمانی به کار می‌رود که این کار حرفه شخص مورد نظر باشد. قدمت نقاشی در بین انسانها، شش برابر قدمت استفاده از زبان نوشتاری است.

در قیاس با نقاشی، طراحی، سلسله عملیات ایجاد یک سری اثر و نشانه با استفاده از فشار آوردن یا حرکت ابزاری بر روی یک سطح است.

یک روش قابل اجرا برای تزئین دیوارهای یک اتاق با استفاده از نقاشی در ساختار جزئیات کار موجود است.

این مقاله بیشتر درباره نقاشی روی سطوح به دلایل و اهداف هنری است. نقاشی از نظر بسیاری افراد، در زمره مهمترین شکلهای هنر قرار دارد.

تاریخ نقاشی

قدیمی ترین نقاشی‌ها در دنیا که متعلق به حدود ۳۲۰۰۰ هزار سال قبل می‌باشد، در گروته شاوه فرانسه قرار دارد. این نقاشی‌ها که با استفاده از افرای قرمز و رنگ دانه سیاه حکاکی و رنگ شده‌اند، تصاویری از اسب‌ها، کرگدن‌ها، شیرها، بوفالوها و ماموت‌ها را نشان می‌دهند. اینها نمونه‌هایی از نقاشی در غار هستند که در تمام دنیا وجود دارند.

امروزه، بسیاری از آثار شناخته شده و مشهور هنری مانند مونالیزا نقاشی هستند. در حال حاضر اختلاف نظرهای جزئی در مورد کاملا هنری بودن آثاری که به روشهای غیر سنتی و با روش‌های غیر از شیوه‌های کلاسیک خلق می‌شوند وجود دارد. از لحاظ مفهومی هنرمندانی که از صدا، نور، آتش بازی، چاپگرجوهرافشان، پیکسل‌های صفحه مانیتور و حتی پاستل یا مواد دیگر استفاده می‌کنند، یا رنگهای آمیخته با زرده تخم مرغ را بکار می‌برند، یکسان هستند. در نتیجه به اغلب کارهای هنری، نقاشی گفته می‌شود.

تکنیکهای نقاشی

تکنیکهای نقاشی عبارتند از:

رنگ زنی غلیظ

آبرنگ

لعاب دادن

نقاشی یا رنگ مومی (نقاشی یا رنگی که با موم آب کرده بسازند)

نقاشی دیواری که معروفترین نوع آن فرسکو می‌باشد.

سایش و نقاشی نقطه‌ای

فوماتو

سامی – ای

کلاژ

نقاشی بر روی تخته

نقاشی با اسپری (گرافیتی)

نقاشی با مواد جدید

نقاشی با کامپیوتر

سبک‌های معروف نقاشی

سبک‌های نقاشی می‌توانند با روشهای بکارگیری و یا با توجه به جنبش هنری که بیشترین تطبیق را با مشخصات غالب و حاکمی که نقاشی نشان می‌دهد دارند، مشخص شوند. سبک‌های معروف عبارتند از:

رئالیسم (واقع گرایی)

امپرسیونیسم (برداشت گرایی)

پوینتولیسم

هنر ابتدایی

کوبیسم (حجم گری)

مدرنیسم (نوگرایی)

آبستره (انتزاعی)

پست مدرنیسم (فرا نوین)

آوانگارد (پیشگام، وابسته به مکتب‌های هنری نوین و غیر سنتی)

ساختار گرایی

کتاره سخت

گرافیتی

نقاشی اصیل ایرانی

باغ کتاب تهران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

باغ کتاب تهران در تپه‌های عباس‌آباد تهران واقع شده‌است. این باغ از شرق با کتابخانه ملی ایران، از شمال شرقی با فرهنگستان‌های علوم، و زبان و ادبیات فارسی، از شمال غربی با باغ هنر و از غرب با باغ‌موزه دفاع مقدس همسایه است.
وسعت باغ کتاب تهران ۱۱۰ هزار متر مربع است که ۶۵ هزار متر مربع آن ساختمان نمایشگاهی، تالارهای همایش و اداری است و مابقی آن را فضای سبز و یک دریاچه مصنوعی تشکیل می دهد. فضای داخلی باغ کتاب تهران شامل ۱۶ سالن نمایشگاهی هر یک به مساحت ۲۰۰۰ متر مربع و در دو طبقه بنا شده است. قرار است باغ کتاب تهران پس از تکمیل، به عنوان یک نمایشگاه کتاب دائمی در چهارفصل سال به نمایش و ارائه کتاب بپردازد.

 

 

برخی از اهداف باغ کتاب تهران:

• ارتباط حضوری مخاطب با کتاب در محیطی مفرّح و آرام؛

• ایفای نقش به عنوان یک هماهنگ کننده در فرآیند تولید و انتشار؛

• ارتقای استانداردهای تولید و نشر؛

• افزایش تعامل تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان نشر؛

• ترویج نوآوری‌ها و فناوری‌های حوزه نشر؛

• حضور مؤثر و آبرومند در فضای بین‌المللی کتاب.
در رویدادهای ویژه مثل نمایشگاه بین‌المللی کتاب، می‌توان با برپا کردن چادرهای نمایشگاهی، بخش‌هایی از محوطه باغ را نیز به فضای نمایشگاهی اضافه کرد.

این فضا می تواند در حالت عادی روزانه ۳۰هزار نفر و در زمان برگزاری نمایشگاه بین‌المللی با ایجاد زیرساخت های مناسب و استفاده از فضاهای اطراف، تا ۵۰۰ هزار نفر را پاسخگو باشد.
فضاهای جنبی باغ کتاب تهران:

سالن‌های همایش: وجود یک سالن همایش اصلی ۶۰۰ نفره و چهار سالن همایش فرعی ۱۵۰ نفره فضای برگزاری نشست‌ها و برنامه‌های فرهنگی و علمی و گفت‌و‌گوی متخصصان و اصناف مرتبط با کتاب را فراهم می کند.

استودیو: استودیوی مجهز تلویزیونی و رادیویی در بنای باغ پیش‌بینی شده است که علاوه بر تعامل با رسانه‌ها می‌تواند تولید برنامه‌های ویژه باغ کتاب و پخش سراسری یا محلی آن را امکان‌پذیر کند.

کلاس‌های آموزشی: کارگاه‌ها و کلاس‌های آموزشی متنوعی در باغ کتاب در نظر گرفته شده‌اند که علاوه بر فضای تالارها، در فضاهای داخلی دیگر باغ هم تشکیل می شوند.
فضاهای رفاهی باغ کتاب تهران:

رستوران: رستوران باغ کتاب، همزمان پذیرای پانصد نفر از مراجعان است و در طبخ غذا و ارائه منوهای پیشنهادی ابتکاراتی مبتنی بر کتاب و مطالعه به کار می‌بندد.

کافه کتاب: یک نوع چای‌سرای ویژه کتاب است که در طراحی فضا و چگونگی پذیرایی مهمانان در آن، عنصر کتاب نقش ممتازی دارد.

کودک و نوجوان: یک فضای اختصاصی برای کودکان و نوجوانان در نظر گرفته شده است که در آن علاوه بر عرضه مستقیم کتاب و محصولات فرهنگی و جذاب مناسبِ این دوره سنی، امکان بازی و سرگرمی نیز برای آنها فراهم می شود.
ویژگی‌ها و امکانات باغ کتاب تهران:

• در باغ کتاب تهران در چهار فصل سال نمایشگاه موضوعی کتاب دایر است.

• شبکه اطلاع‌رسانی گسترده‌ای برای جست و جو و سفارش کتاب طراحی می‌شود که زمان و انرژی دسترسی مخاطب به کتاب مورد نیاز به حداقل برسد.

• در باغ کتاب، قالب‌های الکترونیکی کتاب به رسمیت شناخته می‌شود و برای سهولت دسترسی مخاطبان به این قالب‌های جدید اقدامات اساسی صورت خواهد گرفت.

• در باغ کتاب، نمایشگاهی از آخرین پدیده‌های فناوری تولید و نشر کتاب (سخت‌افزار و نرم‌افزار) به معرفی و ترویج آنها می‌پردازد.

• در باغ کتاب موزه‌ای تحت عنوان موزه کتاب برپا می‌شود که در آن مجموعه‌ای از اسناد و مدارک و ابزار تاریخی تولید و نشر کتاب در ایران به نمایش در‌می آید.

• درمانگاه کتاب: کتاب‌درمانی روشی مؤثر و مفید در درمان بیماری‌ها با استفاده از مطالعه کتاب است که از سال‌ها پیش به عنوان یک روش بین‌رشته‌ای کتابداری و روان‌شناسی دنبال شده است. باغ کتاب کلینیکی (درمانگاهی) به این منظور تأسیس می‌کند و علاقه‌مندان می‌توانند به پزشکان این درمانگاه مراجعه و از خدمات آنها استفاده کنند.

ایاصوفیه

ایاصوفیه
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
ایاصوفیه یا حاجیاسوفیا (یونانی:Ἁγία Σοφία) کلیسای مسیحیت شرق بود که در دوره امپراتوری بیزانس به سال ۵۳۲ میلادی بنا به دستور امپراتور کنستانتین اول ساخته شد. و بعد در قرن ۶ میلادی توسط جاستنیانوس مورد بازسازی و مرمت قرار گرفت. برای بازسازی بنا دو معمار به نام‌های ایسیدوروس (از میلتوس یا سوکلی فعلی) و آنتییوس (از تراللس یا آیدنلی فعلی) ماموریت یافتند. بنا با کار ۱۰ هزار کارگر در طول پنج سال و تحت نظر ۱۰۰ استاد باشی تکمیل شد و به تاریخ ۲۷ آرالیک ۵۳۷ افتتاح شد. این کلیسا نخست کلیسای بزرگ نام گرفت. پس از فتح استانبول، سلطان محمد دوم دستور داد کلیسای ایاصوفیه را به مسجد تبدیل کنند. سلیمان اول دستور داد نقاشی‌ها و نگارگری‌های داخل ایاصوفیه را بپوشانند تا نماز جمعه در آنجا خوانده شود. سلیم دوم به معمار سنان دستور داد که ایاصوفیه را مرمت کند.در زمان مراد سوم، مناره و منبر و محراب به ساختمان ایاصوفیه افزوده شد. در زمان مراد چهارم، آیاتی از قرآن به خط مصطفی چلبی در دیوارها و سقف ایاصوفیه نگاشته شد؛ . پس از اعلام حکومت جمهوری در ترکیه و به قدرت رسیدن آتاترک، ایاصوفیه به موزه تبدیل شد و تا امروز به همین شکل باقی مانده‌است. ارتفاع گنبد بزرگ این مسجد از سطح زمین ۵۵ متر و قطر آن ۳۱ متر می‌باشد که بوسیله ۴۰ پشت‌بند بزرگ و روی چهار ستون اصلی سوار شده‌است.

 تاریخچه

کلیسای اول

 

در محل کنونی ایاصوفیا ابتدا کلیسایی وجود داشت که اکنون اثری از آن به جای نمانده‌است. در آن زمانها معمولاً محل احداث اماکن مقدس با توجه به وجود معبد مقدس در زمانهای گذشته انتخاب می‌شد. ساخت کلیسای ایاصوفیا در کنار محلی که قصر شاهنشاهی در یک طرف و در طرف دیگرش کلیسای کوچکی به نام حاجی آیرین در حال احداث بود شروع شد. این کلیسای کوچک در طول مدت احداث ایاصوفیا محل عبادت مسیحیان بود تا این که ساختمان ایاصوفیا اتمام یافته و مورد بهره برداری قرار گرفت. هر دو کلیسای موجود در این محل در طول دوران امپراتوری بیزانس محل‌های اصلی جمع شدن معتقدین بود.

کلیسای دوم

پس از وقوع تضادی عمیق فی ما بین ملکه آلیا اوداکسیا (Aleia Eudoxia) همر آراکدیاس (Arcadius) و کشیش کنستانتینابولیس، جان کریسوستر (Jan Chrysostor)، کشیش در ۲۰ جون ۴۰۴ به تبعید محکوم شد. این امر باعث وقوع شورشی بزرگ گردید که در طول آن کلیسای اول تقریباً کاملاً سوزانده شد. تنئودوسیوس دوم (Theodosius II) سپس دستور ساخت کلیسای دوم را داد. این کلیسا در ۱۰ اکتبر ۴۱۵ میلادی افتتاح گردید. آرشیتکت Basilico Rufinos با سقف چوبی این بنا را احداث نمود. در اول ژانویه ۵۳۲ بار دیگر شورشی بزرگ در استانبول بین ساکنان شهر شروع شد. این شورش به دلیل وسعت و مدت آن باعث خسارات جبران ناپذیری به مردم، شهر و زیربنای حکومت حاکم گردید. در طول مدت این شورش افسران حکومت بسیاری از شورشیان را جمع آوری نموده و به زندان منتقل نمودند. دو گروه بزرگ در شهر که به گروه‌های سبز و آبی معروف بودند و در واقع تضاد بین آنها باعث شروع شورش گردیده بود در این زمان با توجه به دخالت دولت و دستگیری تعداد زیادی از افراد هر دو گروه، بین دو گروه خود اعلام صلح نموده و توجه خود را به سوی حکومت و به هم زدن ثبات آن معطوف نمودند. این دو گروه سپس به زندان حمله نموده آنرا تصرف کردند و زندانیان را آزاد نمودند. سپس آنها شروع به آتش زدن اماکن و بناها اقدام کرده به طوری که تصور می‌شد این شهر، شهر آنها نبوده و سرزمین بیگانه‌ای را تصرف کرده باشند. سران سلطنت، اشرافیان و تعدادی از نمایندگان مجلس خود را در طبقة بالای قصر مخفی نمودند. در این روز گروه‌های شورشی کلماتی از قبیل «فتح شهر» به کار می‌بردند که در لاتین Nika تلفظ می‌شود و برای همین این شورش را «شورش تصرف» یا “Nika Revolt” نامگذاری کردند. در این زمان تمام امید پادشاه جاستیسیان و همسرش تئودورا (Theodora) معطوف به دو سردار ارشد ارتش خود به نامهای بلی ساروس(Belisarius) و ماندوس (Mundus) شده بود. بلی ساروس که تقریباً همان روزها با ارتش توانمند خود از جنگ پیروزمندانه با ایران بازگشته بود هدایت ارتش آبدیده و دلار خود را در مبارزه با شورشیان به دست گرفت و موفق شد پس از کشتن بیش از ۳۰ هزار نفر منجمله رهبران شورشیان هایپاتیوس (Haipatius) و پامپیوس (Pampeus) و به دریا انداختن جنازة آنها شورش را خاموش کرده و بار دیگر حکومت موجود را تثبیت نماید همانطور که عنوان کردند در طول مدت چند روزه این شورش بزرگ خسارات فراوانی را به شهر وارد کرد که احتمالاً مصیبت بارترین آن آتش زدن کلیسای ایاصوفیا و نابودی تقریباً کامل این بنای تاریخی و زیبا بود. برخی از سنگهای مرمر کلیسای دوم در طول مدت آتش سوزی و خرابی کلیسا از بین نرفته و هنوز هم موجود می‌باشند و اکنون باغ موزة کنونی (با کلیسای سوم در آن زمان) به نمایش گذارده شده‌اند. این سنگهای مرمر بزرگ که در ابتدا بخشی از ورودی جلوئی کلیسا بودند، در سال ۱۹۳۵ در حیاط غربی کلیسا در زیر خاک کشف شدند. در سال ۱۹۳۵ مجسمه‌های مرمر ۱۲ گوسفند، و دیگر بخشهائی از کلیسای دوم نیز کشف شدند. خاکبرداری جهت کشف آثار دیگر باقیمانده از کلیسای دوم به خاطر صدمات احتمالی به ساختمان کنونی بعد از ۱۹۳۵ دیگر انجام نگردید.

کلیسای سوم

در ۲۳ فوریه سال ۵۳۲ میلادی، تنها چند روز پس از نابودی کلیسای دوم، جاستینیان اول (Justininan I) تصمیم به ساخت کلیسای سوم که بزرگتر و با عظمت تر بود گرفت. جاستینیان فیزیکدان معروف ایسیدور از مایل توس (Isidore of Miletus) و ریاضیدان معروف آن زمان آنتی میوس از ترالس (Anthemius of Tralles) را برای نقشه کشی و رهبری بنای کلیسای سوم انتخاب نمود. اگرچه آنتی میوس در سال اول ساخت درگذشت. برای ساخت ایاصوفیا یا کلیسای سوم، جاستین دستور وارد نمودن تمامی مواد و بهترین آنها از سراسر امپراتوری را داد. این شامل ستونهای Hellenistic از معبد Artemis، سنگهای بسیار بزرگ از مناطق دورافتاده، سنگ آذرین (Porplyry) از مصر، مرمرهای سبز از Thessaly، سنگهای سیاه از منطقه Bosporus و سنگهای زرد از سوریه می‌باشد. برای ساخت کلیسای سوم بیش از ۱۰۰۰۰ نفر در طول ساخت کار می‌کردند. حتی از همان ابتدا هم روشنفکران این را بعنوان بزرگترین پروژة مهندسی زمان خود که نشان دهندة خلاقیت و توانائیهای بسیار بالای متخصصین و آرشیتکتهای آن دوره بود تشخیص دادند. به نظر می‌رسد آرشیتکتها جهت پوشش دادن فضای بسیار بزرگ روی ساختمان از تئوری Heron of Alexandria برای ساختن گنبد استفاده نموده باشند. فرمانروا به همراه کشیش اوتی چیوس (Eutychius) در ۲۷ دسامبر ۵۳۷ کلیسا را در مراسمی با شکوه افتتاح نمودند. لازم به ذکر است که بخش عظیمی از موزائیک کاری داخل کلیسا اگرچه در زمان حکومت امپراتور جاستین دوم (Justin II) انجام گردید که بین سالهای ۵۷۸ – ۵۶۵ میلادی بود. زلزله‌های مهلکی در ما اوت ۵۵۳ و دیگری در دسامبر ۵۵۷ باعث بروز ترکهای بزرگی در سقف گنبد اصلی و نیمه گنبد بخش شرقی ساختمان گردیده و بالاخره گنبد اصلی در زمین لرزه ۷ می‌۵۵۸ کاملاً فرو ریخت که ریزش آن همچنین باعث نابودی محراب و Ciberium روی آن گردید. امپراتور فوراً دستور بازسازی مجدد گنبد و بقیه خرابی‌ها را داد و این امر را به خواهرزادة جوان آرشیتکت اول به نام Isodorus داد. این بار Isodorus از مواد سبکتری استفاده نمود و همچنین گنبد را به اندازه ۲۵/۶ متر (در حدود ۵/۲۰ متر) بالاتر برد که این ساخت تا کنون باقی مانده و برای همین ارتفاع گنبد ۶/۵۵ متر در حال حاضر است. اتمام بازسازی کلیسا تا سال ۵۶۲ به طول انجامید و فرم قرن ششم کنونی آن می‌باشد. (۱۱) در ۲۳ دسامبر ۵۶۲ ایاصوفیا کلیسا بار دیگر درهای خود را به روی پرستش کنندگان گشود و کشیش اوتی چیوس (Eutychius) مراسم را اجرا نمود. ایاصوفیا از آن به بعد محل پرستش ارتدوکسهای استانبول و همچنین محل برگزاری مراسم امپراتوری منجمله Coronations شد. کلیسا همچنین محل یتیم خانه و محل اعتراف خطاکاران و گناهکاران و همچنین بازدیدکنندگان از سرتاسر جهان گردید که به شدت مورد توجه آنها قرار می‌گرفت. در سال ۷۲۶ لیو ایساریون (Leo the Isaurian) فرمانهائی مبنی بر غیرقانونی بودن ستایش و نیایش تصاویر صادر کرد و دستور داد که ارتش او تمامی سمبلهای مذهبی را نابود کند. در این زمان تمام تصاویر و مجسمه‌های موجود در کلیسا ایاصوفیا از آنجا برداشته و به محل دیگری منتقل شدند. سپس در زمان حکومت امپراتور آیرین (Irene) بین سالهای ۷۹۷ تا ۸۰۲ بار دیگر سمبلهای مذهبی بازگردانده شدند. در زمان حکومت امپراتور تئوفیلیلوس (Theophilus) بین سالهای ۸۲۹ تا ۸۴۲ که شدیداً تحت تأثیر هنرهای اسلامی بود، دستور نصب در نقره‌ای با تصویر حک شده خود بر آن را در ورودی جنوبی کلیسا صادر نمود. در سال ۸۵۹ بار دیگر کلیسا در نتیجه آتش سوزی بزرگی دچار خسارت گردید و متعاقباً در ژانویه ۸۶۹ زمین لرزه دیگری موجب سقوط نیمه گنبد موجود در ایاصوفیا گردید. امپراتور باسیل اول (Basil I) نیز دستور ترمیم مجدد آن را داد. پس از زمین لرزة بزرگ ۲۵ اکتبر ۹۸۹ که این بار باعث فروریختن گنبد بزرگ ایاصوفیا شـد، باسیل دوم با بایزنتاین (Byzantine Basil II) از آرشیتکت ارمنی به اسم ترادات (Trdat) که کلیساهای باشکوهی مثل آنی (Ani) و آجاین (Agine) را طراحی نموده بود خواست که گنبد را ترمیم نماید. انجام این کار و بازسازی کامل ایاصوفیا شش سال بطور انجامید و کلیسا بار دیگر در ۱۳ می‌۹۹۴ افتتاح شد. پس از تسخیر استانبول در انتهای جنگ صلیبی چهارم، ایاصوفیا مورد تجاوز و بی حرمتی مسیحیان لاتین قرار گرفت، بسیاری از یادگارهای باستانی و آثار مقدس منجمله سنگ قبر عیسی مسیح، تصویر شیردهی مریم مقدس، کفن عیسی مسیح، استخوانهای برخی از امامان مسیحی دفن شده در ایاصوفیا دزدیده شده و به کلیساهای غرب فرستاده شدند. این آثار هنوز هم در برخی موزه‌های غرب نگهداری می‌شوند، در طول تصرف استانبول توسط لاتینها بین سالهای ۱۲۰۴ تا ۱۲۶۱ ایاصوفیا تبدیل به کلیسای کاتولیکهای رم شد. بالادوین اول (Baldwin I) در ۱۶ می‌۱۲۰۴ به امپراتوری رسید و مراسم در ایاصوفیا انجام گردید. انریکو داندولو (Enrico Dandolo) رئیس جمهور آن زمان ونیس که رهبری حمله و تصرف استانبول توسط جنگ طلبان لاتین را در سال ۱۲۰۴ به عهده داشت در داخل ایاصوفیا دفن گردیده‌است. قبر انریکو که بخشی از دکوراسیون کف ایاصوفیا شد، مدتها مورد اهانت و تف انداختن بایزنتاینیها (Byzantines) بود، (شرحی مختصر در مورد امپراتوری بایزنتانیها در پایان این تحقیق آورده خواهد شد) که در سال ۱۲۷۱ بار دیگر استانبول را تصرف نمودند. اگرچه، بازسازی ایاصوفیا بین سالهای ۱۸۴۸ تا ۱۸۴۹ باعث بروز سوءظن در موجود بودن واقعی قبر انریکو در ایاصوفیا شد و بسیاری معتقدند که در واقع قبر موجود سمبلی از وجود انریکو در آن محل است که در جهت زنده نگهداشتن دوران تصرف استانبول او می‌باشد. پس از تصرف سال ۱۲۶۱ ایاصوفیا توسط بزانتانیها، ایاصوفیا در شرایط بسیار اسفناکی بود. ۴ مجرای موجود کنونی احتمالاً در آن دوره ساخته شدند. در سال ۱۳۱۷ امپراتور آنرانیکوس دوم (Andronicus II) دستور ساختن ۴ مجرای جدید در سمت شرقی و شمالی کلیسا را داد. پس از بروز ترکهای جدید بخاطر زلزله اکتبر ۱۳۴۴، برخی از قسمتهای کلیسا در ۱۹ می‌۱۳۴۶ فرو ریختند. پس از آن تا سال ۱۳۵۴ کلیسا بسته باقی ماند تا این که آرشیتکتها استراس (Astras) و پیرالتا (Peralta) بازسازی آنرا شروع نمودند.

مسجد

فوراً پس از تصرف استانبول توسط آتمن ترک‌ها (Ottoman Turks) در سال ۱۴۵۳، ایا صوفیا، به مسجد ایاصوفیا تبدیل گردید. (سلطان محمد در همان روز فتح استانبول فرمان تبدیل کلیسای ایاصوفیا به مسجد را صادر کرد و سه روز پس از فتح استانبول، ضمن برپا داشتن مراسم نماز جمعه در ایاصوفیا به امامت آق شمس الدین، خطبه به نام پادشاه فاتح عثمانی خوانده شد. در وقف نامه‌های فاتح که نسخه‌های مختلف آن تا امروز باقی مانده، نام ایاصوفیا «الجامع الکبیر العتیق» آمده‌است. این اتفاق در سال ۸۷۵ هجری (۱۴۵۳ میلادی) رخ داد.) این امر در واقع سمبلی از پیروزی ترکها بر استانبول بود، در آن زمان کلیسا در شرایط بسیار اسفناکی قرار داشت منجمله برخی از درها افتاده بودند و مسافران غربی از جمله پروتفور (Pero tafur) که از نخبگان باستانشناسی زمان خود بود مقالاتی دال بر شرایط کلیسا در اروپا چاپ نمود. سلطان محمد دوم، دستور داد سریعاً پاکیزه سازی و تبدیل نمودن کلیسا به مسجد شروع شود. امپراتور بعدی سلطان بایزید دوم (Bayezid II) مناره جدیدی جایگزین مناره‌ای که توسط پدرش ساخته شده بود را ساخت. در قرن ۱۶، سلطان سلیمان کبیر (۱۵۶۶ – ۱۵۲۰) دو شمعدان بسیار بزرگ از فتح مجارستان به ایاصوفیا آورد. آنها را در دو طرف محراب جایگذاری کردند. در طول سلطنت سلیم دوم (Selim II) بین سالهای ۱۵۶۶ و ۱۵۷۷ جهت استحکام بخشیدن به مسجد، ساپورتهای سازه‌ای در خارج ساختمان مسجد توسط آرشیتکت بزرگ آلمانی به نام سینان (Sinan) ساخته شـد. سینان از نقطه نظر تاریخی اولین آرشیتکتی بود که طراحی‌هایش با توجـه به زمین لرزه انجام می‌گردید. در کنار ضد زلزله نمودن ساختمان، سینان همچنین ۲ مناره دیگر در سمت غربی ساختمان و مقبره سلیم دوم را در سمت جنوب شرقی مسجد در سال ۱۵۷۷ ایجاد نمود. در سال ۱۶۰۰ آرامگاه مراد سوم (Murad III) و مِحمِد سوم (Mehmed III) در کنار مقبره سلیم دوم ایجاد گردید. دیگر آثار اضافه شده در آن وقت شامل گالری سلطان، منبر با دکور سنگ مرمر، تخت مخصوص پادشاهی و ایوان سرپوشیده جهت مؤذن را می‌توان نام برد. سلطان مراد سوم (Murad III) که دوران ۱۵۷۴ تا ۱۹۹۵ حکومت کرد. ۲ گلدان مرمر سفید مربوطه به یونان و رم از پرگامون (Pergamon) آورد که آنها را در دو طرف سالن ورودی کلیسا قرار داد. سلطان محمود اول در سال ۱۷۳۹ دستور بازسازی مجـدد مسجـد را داد و به آن مدرسه‌ای که شامل مدرسه قرآن که هم اکنون به صورت کتابخانه‌است و ۳۰۰ هزار جلد کتاب در آن جـای دارد و همچنین یک آشپزخانه برای پختن غذا برای پخش غذا به بینوایان و یک کتابخانه اضافه نمود، در سال ۱۷۴۰ حوضی جهت غسل کردن ایجاد نمود که همه اینها در مجموع مسجد را تبدیل به یک محل اجتماع نمود. در همان زمان نیز یک راهرو بزرگ و یک محراب جدید در داخل ساخته شد.

معروفترین بازسازی ایاصوفیا توسط سلطان عبداالمسید (Abdulmecid) و زیر نظر دو برادر آرشیتکت سوئیسی به نام گاسپر و جیوسپ فوستی (Gaspare & Giuseppe Fossati) و با کمک هشتصد کارگر بین سالهای ۱۸۴۷ و ۱۸۴۹ صورت گرفت. برادران مهندس گنبد و هلال طاق را مستحکم نموده، ستونها را راست کردند و دکوراسیون داخلی و خارجی ساختمان را ترمیم و اصلاح نمودند. موزائیک هـای راهروهای بالا تعمیر شدند، لوسترهای کهنه قدیمی با لوسترهای جدید و مجلل تعویض گردید. دیسکهای بسیار عظیم گرد از ستونها آویزان گردید. این دیسک‌ها حاوی اسامی نام الله، محمد، ابوبکر، عمر، عثمان، علی، حسن و حسین بودند. در سال ۱۸۵۰ آرشیتکت فوستی (Fossati) گالری امپراتوری با سبک نئوبیزانس (Now-Byzantine) جدید که دو سالن سلطنتی را در پشت مسجد به هم متصل می‌نمود احداث کرد. در بیرون ایاصوفیا محل اقامت نگهدارنده ساختمان و مدرسه جدید احداث شـد، و بالاخره مناره‌ها را یک اندازه کردند. وقتی که بازسازی به اتمام رسید، مسجد در یک مراسم باشکوه در ۱۳ جولای ۱۸۴۹ مجدداً باز گردید. در ساختار بنا در ایاصوفیا تدبیر هوشمندانه‌ای برای هماهنگی طاقها و ستون‌ها به کار رفته‌است. ۴ ستون عظیم از سنگ خارای مصری، شبیه پای فیل، ۴ طاق بالا را نگه داشته‌است و گنبد بر روی آن‌ها آرمیده‌است. در ساقه گنبد، حلقه‌ای از ۴۰ پنجره نزدیک به هم قرار گرفته، که نور از آن‌ها به درون می‌تابد. ژرفای گنبد ۱۸ متر و بلندی گنبد ۵۶ متر از سطح زمین است و قطر آن ۳۳ متر است که پشت بند آن دو و نیم گنبد است، که خود در هر پهلو بر یک تو رفتگی ستون دار کوچک قرار دارند. در طرفین فضای بسیار بزرگ مرکزی، با گنبدی با بلندی ۵۶ متر از کف دو طبقه، راهرو جانبی قرار دارد که بار گنبد را منتقل می‌کند به قوس‌های عظیمی که سینه سر درهایی پر پنجره را در بر گرفته‌است. ردیف دیگری از پنجره در پایین و دو تا دور گنبد قرار دارد. این بنا مجموعاً دارای ۱۰۷ ستون و ۹ در است. بزرگترین آنها در وسطی است با چارچوب برنزی و قاب مرمر که مخصوص ورود امپراتور بود. این بنا کلاً از آجـر ساخته شده و با مرمر پوشانده شده‌است. دیوارهای آن با معرق‌های آجین شـده به سنگهای قیمتی تزئین یافته‌است. در تزئینات بنای آن، از فلزات گرانبهای منتسب به هنر بیزانسی استفاده شده‌است. ستون‌های مرمرین این بنا از معبد «آرتمیس» و نیز از نقاط مختلف دنیا به آنجا آورده شـده‌است. در حیاط داخلی، فواره‌هایی برای وضو قرار دارد. در زاویة جنوبی مسجد به جای گلدسته‌ای از جنس سنگ، گلدسته‌ای آجرین بنا گردیده‌است. موزائیک‌ها و تزئینات داخلی ایاصوفیا نیز از اهمیت بسیاری برخوردار است. از زیباترین بخش‌های این بنا، تزئینات ایاصوفیا و موزائیک‌های بیزانسی آن است. در میان آن قطعات و تابلوهای ساخته شده از طلا، نقره، مرمر و سفال لعاب دار رنگارنگ دیده می‌شود. تابلوهای موزائیک ایاصوفیا را می‌توان بر سطح داخلی نیم گنبدها، دیوارها، طاق‌ها و رواق‌ها و بر سر در ویژة امپراتور و… دید. بر اثر ویرانی‌ها و تعمیرات پی در پی، بخشی از موزة ایاصوفیا از میان رفته‌است، از جمله تابلوی موزائیک تصویر حضرت عیسی مسیح (ع) که در ۱۳۵۵ میلادی آن را بر سطح داخلی گنبد ساخته بوده. این اثر گویا تا میانه سده ۱۷ میلادی نیز بر جای بوده و در زمان سلطان عبدالمسید، قاضی عسکر عزت افندی با نوشتن آیاتی از سوره نور آن را پوشانده‌است. همچنین بخش هـای برنزی به کار رفته در قسمت جنوبی کتابخانه آثار هنری نفیسی به شمار می‌آید. دیوارهای این بخش را تخته سنگ هـای ارزشمند و گران قیمتی پوشانده که قدمت آن به قرن چهارم میلادی باز می‌گردد.

موزه

در سال ۱۹۳۵ نخستین رئیس جمهور ترکیه و پدر جمهوری ترکیه مصطفی آتاترک، این بنا را به موزه تبدیل نمود. فرشها برداشته شدند و برای اولین بار در چندین قرن کف مرمر ساختمان با جلوه خاص خود نمایان گردید. همچنین گچ روی موزائیک‌ها با زحمت بسیار زیاد توسط متخصصین کنده شدند.

معماری ساختمان

ایاصوفیا یکی از بارزترین و زیباترین نمونه‌های باقی مانده معماری دوره بیزانس است، یکی از با ارزشترین هنرهای موجـود در این بنا دکوراسیون داخلی با موزائیک و ستونهای مرمر آن است، این معبد با چنان شکوه و زیبائی ای دکور شده بود که جاستینیان‌ها (Justinian) اظهار داشتند، «سولومان، ما با ساخت این بنا از شما جلو افتادیم». جاستینیان خودش ساخت این کلیسای جامع را دقیقاً دنبال نموده و زیر نظر داشت و بزرگترین کلیسای زمان خود بوده و این امر برای ۱۰۰۰ سال واقعیت داشت تا این که کلیسای جامع در سیویل (Seville) اسپانیا ساخته شد. کلیسای جاستینیان در یک زمان هم یک دستاورد بی نظیر معماری روزگار باستان و هم یک شاهـکار معماری عرصه بایزنتاین بود. اثرات ساخت چنین بنای باشکوهی چه از نقطه نظر معماری و همچنین علم العبادات به زودی در تمامی فرهنگها منجمله ارتودکس شرقی، کاتولیکهای رومی و بالاخره بر دنیای اسلامی غیرقابل انکار است. بلندترین ستونهـا بین ۱۹ تا ۲۰ متر ارتفاع و حداقل ۵/۱ متر قطر دارند. آنها از سنگ گرانیت ساخته شـده و بزرگترین آنها وزنی در حدود ۷۰ تن دارند. به دستور جاستینان ۸ ستون ساخته شده در کورنیت یونان (Cornit) که در بعلبک لبنان (Baalbek) قرار داشتند، برداشته شده و جهت استفاده در ایاصوفیا به محل احداث منتقل شدند. فضای وسیع داخلی دارای سازه‌ای بسیار پیچیده‌است. سالن اصلی کلیسا توسط گنبدی مرکزی با شعاعی ۲۴/۳۱ متری و ارتفاع ۶/۵۵ متری پوشیده شده‌است. این گنبد به نظر می‌رسد با یکسری سقف‌های متوالی حاوی ۴۰ پنجره کمانی در زیر آن بدون وزن در فضا قرار گرفته‌است. وجـود این پنجره‌ها باعث ورود سیل وار نور از همه طرف به داخل سالن می‌گردد. با توجه به ترمیمات متعدد گنبد در طول قرنهـا به نظر می‌رسد که گنبد حالت دایره‌ای کامل خود را از دست داده و بیشتر به یک بیضی می‌ماند که شعاع آن در نقاط مختلف بین ۸۶/۳۰ تا ۲۴/۳۱ متر می‌باشـد. گنبد بر روی طاسچه‌های قرار گرفته تا ۴ بخش مقعر (واگرا) مستطیلی که مشکل قرار گرفتن پایة مدور گنبد بر روی یک پایه مستطیلی را حل می‌نماید. وزن عظیم گنبد ایا صوفیا از طاقچه‌ها عبور کرده و به ۴ موج شکن تا ستون در گوشه‌های سالن منتقل می‌شوند. در بین این ۴ ستون، گنبد به نظر می‌رسد که بر روی ۴ قوس عظیم شناور گردیده‌است. این قوسها در زمان اوتمن‌ها (Ottoman) زیر نظر معمار معروف سینان (Sinan) با استفاده از تعدادی آرماتور مستحکم گردیده بودند. در انتهای بخش غربی (ورودی) و شرقی (محل عبادت) فضاهای موجود در قوسها دارای نیمه گنبدهائی می‌باشند که خود آنها بر روی سازه‌های شبیه به گنبدهای دیگری قرار گرفته‌اند. همة این گنبدها و شبهه گنبدها به ترتیبی که در کنار هم قرار گرفته‌اند باعث بوجود آمدن فضای مستطیلی و دراز درونی می‌گردند که گنبد اصلی شامل تاجی بر روی همة آنها قرار گرفته‌است. تمام سطوح داخلی ساختمان با استفاده از سنگ مرمر چند رنگ، سبز و سفید یا سنگ آذرین بنفش و موزائیک‌های طلائی پوشیده شده‌اند. ستونهای بزرگ نیز همین نوع روکش را داشته و در نتیجه براق به نظر می‌آیند..

بخش‌ها

گنبد

عظمت و زیبائی گنبد ایاصوفیا و ظرافتی که معماران اولیه در ساخت آن به خرج داده‌اند در طول قرنها همواره موضوع بحث و تحسین تاریخدانان، معماران و مهندسین بوده‌است. گنبد ایاصوفیا بر روی چهار طاسچه قرار گرفته‌است. در ساختمان طاسچه‌ای گنبد بر روی گنبد دومی قرار می‌گیرد که در واقع بزرگتر از آن است و بخش بالایی به اضافة چهار جزء گرداگرد لبه گنبد از آن حذف شـده‌اند. و این چهار جزء اخیر به شکل چهار قوس یا طاقی درآمده‌اند که سطوح شان به هم می‌پیوندند و تشکیل یک مربع می‌دهند. ساختمان طاسچه‌ای با منتقل کردن سنگینی بنا به جرزها و جلوگیری از وارد شدن آن به خود دیوار، ساختن فضای درونی رفیع و گشاده‌ای چون فضای درونی ایاصوفیا را میسر می‌گرداند. روش طاسچه‌ای راه حلی پویا برای مسأله قرار دادن گنبدی مدور بر یک صحن مربع یا مستطیل شکل است. این روش ساخت گنبد با استفاده از طاسچه‌ها هرگز قبل از ساخت ایاصوفیا مورد استفاده قرار نگرفته بود. طاسچه‌ها به گنبد اجازه می‌دهند که به زیبائی و بصورت مدور بر روی ستونهای پائین قرار گیرند. طاسچه‌ها نه تنها به فضای گنبد زیبائی می‌بخشند بلکه همچنین نیروی‌های جانبی گنبد را کنترل نموده، و باعث انتقال مؤثر وزن گنبد به طرف پائین می‌گردند. اگرچه این نوع طراحی گنبد باعث استقامت آن و دیوارها و قوسهـای دور آن می‌گردند، اما سازة واقعی دیوارها در نهایت موجب تضعیف کل سازه می‌شوند. دلیل این امر استفادة بیش از حد ملاط (شن آهک) در ساخت دیوارها به جای آجر می‌باشـد. اگر معماران حداقل اجازه می‌دادند که آهک کمی خمیدگی پیدا نماید قبل از اینکه لایة بعدی روی آن قرار گیرد، استقامت دیوارها به طور قابل توجهـی بیشتر می‌شد، وقتی گنبد بر روی ساختمان قرار گرفت وزن گنبد باعث خمیدگی دیوارها به طرف بیرون شدند که دلیل اصلی آن خیس بودن ملاط در دیوارها بود. وقتی ایزی دوروس (Isidorus) ترمیم گنبد اولیه را شروع نمود، او ابتدا قسمت درونی دیوارها را پر نمود تا آنها عمودی شوند و بتوانند وزن گنبد جدید را تحمل نمایند. تغییر دیگری که در طراحی گنبد جدید داده شد ارتفاع آن بود. ایزی دوروس، ارتفاع گنبد را در حدود ۵/۶ متر ارتفاع داد که این امر نیروی جانبی را کمی خنثی نمود و اجازه داد که وزن گنبد به صورت شناور به سمت پائین منتقل گردد. نکتة دیگر قابل توجه در مورد گنبد اولیه قرار دادن ۴۰ پنجره در دور پایه گنبد توسط معماران بود. ایا صوفیا به دلیل انعکاس نور به تمامی محیط داخلی آن از طریق این پنجره‌ها که باعث می‌شود که به نظر می‌رسد که گنبد یک کیفیت عرفانی دارد. شباهت گنبد مثل چتری است که سقفش توسط باریکه هائی از بالا به طرف پائین شناور می‌شود. این باریکه‌ها انتقال وزن سنگین گنبد را بصورت شناور بین پنجره‌ها، پائین به سوی طاسچه‌ها و بالاخره به روی فونداسیون امکان پذیر می‌سازد. آنچه نخستین بازدیدکنندگان ایاصوفیا و بازدیدکنندگان نسل بعد را شگفت زده می‌کرد نور درونی آن و تأثیرش بر روحیة آنها بود. انعکاس نور این احساس را به دست می‌دهد که این گنبد توسط زنجیر طلائی از آسمان آویخته شده‌است. بنحوی که پاولوس در این باره گفته‌است: «روی طاق بندی با چندین مربع طلای پوشانده شده‌است، و از همین جاست که امواج نور به درون می‌تابند و چشمهای تماشاگران را چنان خیره می‌کنند که به ندرت جرأت می‌کنند سرشان را بالا بگیرند و به منبع نور نگاه کنند». بدین ترتیب فضایی پهناور داریم که در معرض امواج سیل آسای نور قرار گرفته، و گنبدی مرکز داریم که به نظر می‌رسد بر نوری تکیه دارد که از پنجره‌ها به درون می‌فرستد. نور عنصر اسرارآمیز این بناست، نوری که بر سطح موزائیک می‌تابد و می‌درخشد، نوری که از سطح مرمرها منعکس می‌شود. طراحی براستی منحصر به فرد ایاصوفیا نشانگر سازه‌ای بسیار پیشرفته و پروژه بلند همت و منحصر بفرد در عهد عتیق است.

کوزة مرمر

کوزة مرمر موجود در ایاصوفیا در زمان سلطنت سلطان مراد سوم از یونان باستان به آنجا آورده شد. این کوزه از تنها یک قطعة عظیم سنگ مرمر ساخته شده‌است.

لژ مخصوص ملکه

لژ مخصوص ملکه در مرکز سرسرای بالای ایاصوفیا قرار دارد. از این مکان ملکه و دیگر زنان همراهشان می‌توانستند مراسم در حال برگزاری در پائین را تماشا نمایند. یک سنگ گود سبز رنگ محل قرار گرفتن صندلی سلطنتی برای ملکه‌است.

 

دکوراسیون

ابتدا در زمان فرمانروائی جاستینیان، دکوراسیون داخلی ایاصوفیا شامل طراحی با تخته سنگهای مرمر روی دیوارها و موزائیک بر روی منحنی‌های هلال طاق بود. البته، ما هنوز می‌توانیم دو فرشته، گابریل (Gabrial) و میکائیل (Michael) بر روی پشت و بغل سکوی خطابه کلیسا ببینیم. همچنین تعدادی دکور تلویحی (مجازی) مثل مداحی پال (Paul) نیز را می‌توان دید. در برخی نقاط گالری نیز طرحهائی مثل اشکال گلها و پرندگان در قطعات کوچک دقیق مرمر سفید بر روی سطح مرمر سیاه می‌توان دید. در مراحل بعدی موزائیک‌های تزئینی مجازی به این اضافه گردید که در زمان جنگهای ضد مذهبی نابود شدند (۸۴۳ – ۷۲۶). تزئینات موزائیکی فعلی باقی مانده از زمان پس از جنگهای مذهبی است. در طول سالها موزائیک‌های تزئینی، گنجها، عتیقه‌های مذهبی، تصویرهای نقاشی شده حضرت مسیح، مریم مقدس و دیگر مقدسین مسیحی در ایاصوفیا کم کم اضافه شدند و باعث بوجود آمدن کلکسیون اعجاب آور موجود کنونی شدند. در کنار موزائیک‌های تزئینی و دکوراسیونهای مجازی و بادی در طی نیمه دوم قرن نهم مثل تصوری از مسیح در گنبد مرکزی روحانیون و مقدسین ارتدکس، پیامبران و پدران کلیسا، افراد تاریخی در ارتباط با کلیسا مثل موسفیدهای ایگناتیس (Ignatius) و مناظری از انجیل به گالری اضافه گردیدند.

موزائیک‌ها

در طول قرنها کلیسا به نحو بسیار زیبائی با موزایئک تزئین شده بود. آنها هر کدام به نحوی نمایشگر مادر پاکدامن، عیسی مسیح، روحانیون مذهبی مسیحیت و یا پادشاه و ملکه بودند، دیگر بخشها با طرحهای هندسی زیبا فقط تزئینی درست شده بودند. در طول قرنها فرو ریختن قسطنطنیه در سال ۱۲۰۴، مبارزان لاتین در جنگهای صلیبی مقدار زیادی آثار تاریخی و هنری در تقریباً تمامی ساختمانهای بازنتین(Bazentine) را نابود کردند. این شامل موزائیک‌های طلا در ایاصوفیا نیز بود. بسیاری از آیتم‌های گرانبها هم به ونیس (Venis) و برای رئیس جمهوری آن که سازماندهندة حمله به قسطنطنیه بود ارسال گردید. پس از تبدیل ایاصوفیا به مسجد در سال ۱۴۵۳ بسیاری از موزائیک‌های تزئینی با گچ پوشانده شدند. این به دلیل تضاد اسلام با تزئینات تصویری بود. این پروسه یکباره انجام نگردید به صورتی که برخی مسافران بازدیدکننده از مسجد حتی در طول قرن هفدهم می‌توانستند هنوز آثاری از کلیسای قبلی در مسجد ببینند. در سال‌های ۴۹ – ۱۸۴۷ دو برادر سوئیسی به نام گاسپر (Gaspare) و جیوسپ (Goiuseppe) فاستی (fossati) شروع به بازسازی مسجد کردند. در آن زمان سلطان عبدالمرسید (Sultan Abdulmersid) به آنها اجازه داد تا پرونده‌ای از تمامی موزائیک‌های تزئینی که پیدا می‌کردند درست کنند، کار دو برادر مهندس شامل بازسازی موزائیک‌ها نمی‌شد و در نتیجه پس از پیدا کردن آنها و ثبت موجودیت، کیفیت و شکل آن دوباره بر روی آن گچ می‌گرفتند. برادران حتی دو موزائیک دارای تصویرهای فرشتگان مسیحی در مرکز ساختمان که قبلاً گچ گیری نشده بود را پوشش دادند. ساختمان کنونی دارای مجموعاً ۴ قطعه از این تصاویر است که ۲ تا از آنها نقاشی مجدد هستند که برادران فاستی آنها را انجام دادند چرا که تصاویر قبلی کاملاً محو گردیده بودند. در موارد دیگر برادران فاستی طرحهای موزائیک هائی را که صدمه دیده بودند کاملاً به شکل دیگری طراحی نمودند. مدارکی که برادران فاستی از تزئینات موزائیک‌ها ثبت نمودند هم اکنون تنها شواهد موجود از تصاویر روی موزائیک هاست که تاریخ دانان معتقدند در زلزلة سال ۱۸۹۴ نابود شدند. این شامل موزائیک با طرح عیسی مسیح در گنبد، موزائیکی که روی «در ورودی بینویان» (این در مخصوص ورود افراد فقیر و بینوایان بوده‌است) نصب گردیده بودند. یک تصویر بزرگ صلیبی که تزئین جواهر داشت و تعداد زیادی تصاویر فرشتگان، روحانیون مقدسین و پدران کلیسا. اکثر تصاویر گمشده بعداً در دو غشاء ساختمان پیدا شدند. برادران فاستی همچنین یک خطابه و ۴ مدالیون عظیم با اسامی محمد و چهار خلیفه اول اسلام بر روی دیوارها نصب نمودند.

 

امپراتوری بایزنتاین Byzentine Empre

امپراتوری بازنتین به دلیل این که این امپراتوری ادامة شرقی امپراتوری رم است به نام امپراتوری رم شرقی نیز نامبرده می‌شود. در دوران اوج خود در طول سالهای ۵۰۰ میلادی این امپراتوری شامل بخشهائی از جنوب و شرق اروپا، خاور میانه و شمال آفریقا می‌شد. مردم بازنتین خود را رومی خطاب می‌کردند. علیرغم این واقعیت که آنها اولادان قومهای متفاوتی بودند و به زبان یونانی صحبت می‌کردند. در واقع لغت بایزنتاین از لغت بازنتیوم (Byzentium) که اسمی یونانی برای شهری در تنگه‌ای که اروپا و بخش آسیائی ترکیه را به هم متصل می‌نماید سرچشمه می‌گیرد. یونانی‌ها در اواسط سالهای ۶۰۰ قبل از میلاد به این محل کوچ کردند. این حتی قبل از ورود سربازان الکساندر کبیر به آناتولیا در سال ۳۳۴ قبل از میلاد بود. فرهنگ یونانی حتی سالها بعد از این که منطقه بخشی از امپراتوری رم (۱۰۰ سال پیش از میلاد مسیح) نیز نفوذ خود را حفظ نمود. شروع امپراتوری بایزنتاین را می‌توان واقعاً از زمانی که سلطان کنستانتین کبیر پایتخت را از رم به کنستانتیناپول (Constantinople) (استانبول فعلی) در سال ۳۳۰ بعد از میلاد مسیح منتقل نمود طلقی نمود. این امپراتوری بیش از ۱۰۰۰ سال دوام آورد و بالاخره در سال ۱۴۵۳ زمانی که ترکهای عثمانی کنتسانتیناپول را تسخیر نموده و اسم آن را به استانبول تغییر دادند پایان یافت. مسیحیت نفوذ بسیار پرقدرتی بر هنر، موزیک و معماری امپراتوری بایزنتاین داشت. با توجه به این که استانبول آن زمان مرکز سیاسی امپراتوری بود این شهر همچنین مرکز آموزشی امپراتوری نیز بود و در این شهر بود که سران دولت خواندن و نوشتن و زبان یونانی باستان را فرا می‌گرفتند. در نتیجه این دوره آبستن و زایندة کارهای خیره کنندة تاریخی، اجتماعی و شعر و منشورات دینی بود. تمامی هنرهای بصیری نیز در این دوره شکوفا شدند. بیشتر هنرمندان این دوره بعنوان بردگان دولت و با مذاهب کار می‌کردند و در نتیجه شهرت شخصی کسب نکردند. برخی از مهارت‌های این استادان شامل حکاکی عاج، صلیب سازی به روش بایزنتاین و دست خط نویسی را می‌گردد. تقریباً تمام آنچه از معماری بایزنتاین بجا مانده‌است کلیساهاست با موزائیک‌های تزئینی و معماری‌های بی همتای آنها. بدون شک یکی از شاهکارهای معماری این دوران همان موزه ایاصوفیای کنونی است. برای ۱۱۰ سال بایزنتاین قادر شدند که امپراتوری خود را حفظ نمایند. اگرچه در این دوران اتفاقات بسیار درونی و جنگها با دشمنان خارجی کم کم این امپراتوری را تضعیف نمود تا این که بالاخره ترکهای عثمانی توانستند بر آنها غلبه کرده و استانبول را تسخیر نمایند و امپراتوری بایزنتاین را نابود نموده و دوران جدید حکومت عثمانی را پایه گذاری کنند. با این حال اثرات و نفوذ امپراتوری بایزنتاینس بر روی فرهنگ و غیره تا به امروزه باقی است

 

 

 

.

علی‌اصغر شعرباف


علی‌اصغر شعرباف (تولد ۱۳۱۰، تهران)، از اساتید برجسته معماری سنتی و مرمت بناهای تاریخی در ایران است. علی اصغر شعرباف از آخرین بازماندگان معماران سنتی تهران محسوب می‌شود.
زندگی نامه
استاد اصغر شعرباف، استاد برجسته هنرهای وابسته به معماری، در سال ۱۳۱۰ شمسی در تهران متولد شد. او از سن ده سالگی به امر پدرش استاد حاج محمد شعرباف به کار تزیینات معماری که حرفه خانوادگی آنها بود پرداخت. پدربزرگ او، استاد حاج عباس پیوند، از اساتید برجسته زمان خود بوده و لقب پیوند نیز به دلیل توانایی او در جابجایی پایه‌ها از زیرتاقها و اتصال اجزا معماری به یکدیگر به وی داده شده بود. اصغر شعرباف در زمان جوانی از تجربه استادان ماهر و زبردستی چون استاد حسین لرزاده، استاد حاج محمد معمار کاشانی و نیز پدر خویش، در کنار سایر استادان کاشی‌تراش و کاشی‌کار تجربه های بسیار کسب کرد و توانست در سنین جوانی به تنهایی انجام کارهای تزیینات معماری بویژه ترسیمات گره‌ها و کاربندی‌ها را بر عهده گیرد.
از جمله فعالیت های معماری وی می توان کارهای وی در مسجد جامع ساوه، مسجد اعظم قم، مسجد سپهسالار، مدرسه سپهسالار (شهید مطهری)، امامزاده زید تهران، مسجد حضرت ابراهیم، نمایشگاه بین‌المللی تهران، بقعه شیخ صفی در اردبیل، مسجد دانشگاه صنعتی شریف، بازار مبل ارزی یافت‌آباد، بنای شهدای هفت‌ تیر در بهشت زهرای تهران و زیرزمین تالار الماس کاخ گلستان را نام برد.
او در کار مرمت بنا و به خصوص مرمت تزئینات بناهای کهن نیز تبحر دارد. از آن جمله می توان به مرمت عمارت بادگیر و تالار الماس و بخش‌های تزییناتی به ویژه حوض خانه از مجموعه کاخ‌های سعد‌آباد در سال ۱۳۴۰ و نیز مرمت و بازسازی سر در بنای تاریخی عالی قاپوی قزوین نام برد.
وی همچنین به تدریس معماری نیز پرداخته وافرادی چون محمدعلی بیابانی، از استادان برجسته معماری سنتی در دوره معاصر از شاگردان اوست.
 تالیفات
  • کتاب گره و کاربندی در چند جلد، ناشر سازمان میراث فرهنگی کشور
  • ترسیمات دست کشیده‌ (در دست چاپ)

معماری

معماری یا مهرازی هنر و فن طراحی و ساختن بناها برای پاسخ هم‌آهنگ به نیازهای کارکردی و زیباشناسانه است.
باید معماری را از مهندسی سازه و ساخت و ساز متمایز ساخت. گرچه بسیاری از بناها (نظیر خانه‌ها و مکان‌های عمومی) کاملا در حیطهٔ دانش معماری‌ست، برخی سازه‌ها و بناهای دیگر (مثل یادمان‌ها، پل‌ها، کارخانه‌ها و غیرو) وجود دارند که در مرزی بین معماری و مهندسی یا معماری و هنر قرار می‌گیرند.
بس‌گونه‌گی معماری
هر فرهنگ دارای معماری مختص به خود است.  دورافتاده‌ترین قبایل نیز چادرها، کلبه‌ها، تزیینات و شیوهٔ مجتمع‌سازی مربوط به خود را دارند.

 

شکل نهایی معماری هر فرهنگ و تمدن نتیجهٔ عوامل اقلیمی (آب و هوا، پستی‌ها و بلندی‌ها و مصالح موجود)، پیشرفت‌های تکنیکی، وجود نیروی کار و نهادهای اجتماعی، عقاید مذهبی و نظریه‌های علمی است. با این حال برخی عوامل در بیش‌تر جوامع وجود دارند. عواملی که معمولا با نیازهای بدن انسان مرتبطند.
محافظت در برابر اتفاقات هواشناختی، مقیاس خاص عناصر معماری -در تناسب با بدن انسان-، منبع گرما، مکان مناسب برای دخیره غذا و پیش‌بینی نیازهای بهداشتی از عواملی‌ند که در فرهنگ‌های مختلف وجود دارند. ولی هر فرهنگ با توجه به اولویت‌هایش، رابطه‌اش با طبیعت و درکش از بدن انسان به این نیازها پاسخ می‌دهد.
معماری و هنر
ارکستر فیلارمونیک والت دیزنی اثر فرانک گری
معماری یک هنر اجتماعی‌ست معماران گاه بناهایی را با ایده‌های شخصی طراحی می‌کنند و حتی می‌سازند، ولی بیشتر ساختمان‌ها با توجه به نیازهای اجتماعی طراحی می‌شوند. معمولا از معماران انتظار می‌رود که یک ساختمان مشخص را در یک مکان مشخص طراحی کنند. در روند ساخت یک ساختمان افراد زیادی درگیر می‌شوند؛ به مقدار زیادی سرمایه و منابع و به تخصص‌های دیگری به جز معمار نیاز است. هم‌چنین قوانین و آیین‌نامه‌های ساختمانی تصمیم‌گیری‌های معمار را محدود می‌کنند.
در طراحی یک ساختمان معمار تصمیم‌گیرندهٔ نهایی‌ست؛ ولی خواست جامعه، قوانین و درخواست‌های کارفرما بر تصمیم‌های او اثر می‌گذارند. اتفاقی مشابه نیز در مورد ظاهر و نمای ساختمان‌ها می‌افتد. حتی امروزه که از تجربه‌های جدید و ناآشنای ظاهری استقبال می‌شود، در بسیاری از شهرها به ویژه شهرهای تاریخی مقرراتی وجود دارد تا ساختمان‌های جدید در قالب شهری جا بیافتند و از یک زبان مشترک ظاهری پیروی کنند.
گرچه محدودیت‌هایی که توسط عوامل بیرونی بر تصمیم‌گیری معمار اثر می‌گذارد در میان بیشتر معماران یک واقعیت پذیرفته شده‌است، ولی در تاریخ معمارهای مهم و معروفی نیز وجود داشته‌اند که بر روی کاغذ و بدون توجه به نیازهای جامعه یا حتی قوانین فیزیک کار کرده‌اند؛ مانند جیوانی باتیستا پیرانسی و آنتونیو سنت-الیا. این نوع معماران گاه به تمسخر معمار کاغذی نامیده می‌شوند.[
با این همه نباید خواست اجتماع را به دیدهٔ یک مانع در برابر اهداف هنرمندانهٔ معمار نگریست. بیش‌تر معمارها به این درخواست‌ها به عنوان شرایط طبیعی یک مسیر هنری نگاه می‌کنند.
معماری و مهندسی
همان‌گونه که معماری رابطه‌ای مشخص با هنرهای زیبا دارد، رابطهٔ مشخصی هم با مهندسی دارد. معمار می‌تواند نقش یک مهندس را بازی کند اما نباید فراموش شود که هر یک از این دو حرفه تعریف مشخصی دارند. بیش‌تر ساختمان‌های تاریخی که مورد تحسین واقع شده‌اند به دست اشخاصی ساخته‌شده‌اند که هم معمار و هم مهندس بوده‌اند. هر بنا نیاز به پیش‌بینی‌های تکینیکی دارد که کار مهندس است. در حالی‌که معمار علاوه بر دیدن این نیازها، باید فراتر رود و معنا، حس یا ایده‌ای را منتقل کند. برای مثال یک بنای مذهبی مثل کلیسا باید بیان کنندهٔ یک نظم کیهانی، منتقل‌کنندهٔ احساس ایثار و حتی آموزش‌دهندهٔ ایمان و فلسفهٔ مذهبی از لابلای ریختها و تزیینات باشد. یک ساختمان حکومتی هم باید دارای شخصیت خاص باشد و بازدیدکنندگان (یا شهروندان) را به یک رفتار مورد انتظار وادارد. خانه‌ها نه تنها عمل‌کردی و ایمن بلکه باید دارای شخصیتی گرم و خانگی باشند. این اهداف و سیاست‌ها توسط فرهنگ یا حتی خود شخص سازنده تعریف می‌شوند و در حوزهٔ کاری معمار (و نه مهندس) قرار دارند.
برخی معماران بارها عنوان کرده‌اند که یک بنای کارکردی و ایستا ذاتا زیبا و مطلوب است و معماری باید تنها به عنوان شاخه‌ای از مهندسی شناخته شود. با این همه این دیدگاه منتقدان بسیاری دارد و بناهای کمی واقعا با در نظر داشتن این تئوری طراحی و ساخته می‌شوند.
ویترویوس کتاب “درباب معماری” به امپراتور آگوستوس تقدیم می‌کند.
حدود ۲۰ سال قبل از میلاد، ویترویوس معمار رومی چیزی را که امروز نخستین کتاب باقی‌مانده در باب معماری شناخته می‌شود را نوشت. این کتاب به عنوان تنها نوشته دربارهٔ معماری یونان و روم باستان از اعتبار والایی در میان معماران بهره‌مند بوده و برای قرن‌ها ماخذ اصلی بیش‌تر نظریه‌های معماری به شمار می‌رفته‌است.
در این کتاب ویتروویوس کیفیت‌های لازم معماری را در سه ردهٔ اصلی ایستایی (به لاتین: firmitas)، کارایی (به لاتین: utilitas) و زیبایی (به لاتین: venustas) تقسیم‌بندی کرد. این رده‌بندی برای قرن‌های زیادی بین معماران کاملا پذیرفته شده بود. هر کدام از این عبارت‌ها به اشکال گوناگون ترجمه و تفسیر شده‌اند؛ معنای آنها در طول زمان تغییر کرده و اهمیت آنها به چالش کشیده شده‌است تا جایی که برخی پیش‌نهاد کرده‌اند یکی از این سه کیفیت می‌تواند نتیجهٔ طبیعی دوتای دیگر باشد. با این همه این سه کیفیت برای فرن‌ها اصول معماری و به ویژه معماری غربی را تبیین کرده‌اند و هنوز از آنها به عنوان چارچوبی برای بررسی خوب یا بد بودن معماری استفاده می‌شود.
1 2 3 4 9